پاتوق بچه های دیروز

سر خم می سلامت

چهارشنبه نوزدهم شهریور 1393
 

 

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 13:12 توسط کمیل

خاک پای سلطان خراسان

چهارشنبه دوازدهم شهریور 1393

2-حضرت امام رضا علیه السلام

پیشاپیش میلاد امام رضا (ع) ، ضامن آهو و سلطان کشور ایران مبارک . ان شالله به شرط حیات دعاگوی همه دوستان در حرمش خواهم بود . 

دوباره پرشده از عطر گیسویت شبستانم

دوباره عطر گیسویت،چقدر امشب پریشانم

کنارت چای می نوشم به قدر یک غزل خواندن

به قدری که نفس تازه کنم خیلی نمی مانم

کتاب کهنه ای هستم پر از اندوه یا شاید

درختی خسته در اعماق جنگل های گیلانم

رها بی شیله پیله روستایی سادهءساده

دوبیتی های "باباطاهرم" عریان عریانم

شبی می خواستم شعری بگویم ناگهان در باد

صدای حملهء چنگیز خان آمد... نمی دانم _

چه شد اما زمین خوردم میان خاک و خون دیدم

 درآتش خانه ام می سوخت گفتم آه ... دیوانم

چنان باخاک یکسان کرد از تبریز تا بم را

زمان لرزید از بالای میز افتاد لیوانم...

فراوان داغ‌دیدن‌ها، به مسلخ سر بریدن‌ها

حجاب از سر کشیدن‌ها، از این غم‌ها فراوانم

شمال و درد "کوچک‌خان"، جنوب و زخم "دلواری"

به سینه داغدار کشتهء حمام کاشانم

سکوت من پر از فریاد، یعنی جامع اضداد

منم من اخم سعدآباد و لبخند جمارانم

من آن خاکم، که همواره در اوج آسمان هستم

پر از "عباس بابایی"، پر از "عباس دورانم"

گرفته شعله با خون جوانانم حنابندان

که تهران‌تر شود تهران، من آبادان ویرانم

صلاة ظهر تابستان، من و بوشهر و خوزستان

تورا لب تشنه‌ایم از جان، کمی باران بنوشانم

سراغت را من از عیسی گرفتم، باز کن در را

منم من "روزبه" اما، پس از این با تو "سلمانم"

شکوه تخت جمشید اشک شد از چشم من افتاد

از آن وقتی که خاک پای سلطان خراسانم

اگر سلطان تویی دیگر ابایی نیست می گویم

که من یک شاعر درباری ام، مداح سلطانم.

"سید حمید رضا برقعی"

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 7:46 توسط کمیل

دختر

پنجشنبه ششم شهریور 1393

- چند روزیه باخودم درگیرم . کمیل خوبم با کمیل بدم درگیره . مثل فیلمها تو آینه که نگاه میکنم هی با خودم حرف میزنم البته تو ذهنم . آشوبیه بد جور . امیدوارم هر چی که اتفاق میفته خیر باشه و در نهایت به پیروزیه کمیل خوب منجر بشه .

- میلاد حضرت معصومه (س) و آغاز دهه کرامت رو هم تبریک میگم . روز دختر رو هم به همه دختر خانمهای نجیب و پاک ایران زمین تبریک میگم . امسال اولین سالیه که خودم دختر دارم و قصد دارم براش کادو بخرم . دیشب یه مهمونی بودیم و بلند پز دختر داشتنم رو میدادم .

- امسال هم اگه طلبیده بشیم قصد داریم میلاد امام رضا (ع) مشهد نایب الزیاره باشیم .به شرطی که هواپیمایی که باهش میریم مشکلی نداشته باشه و از نوع سالماش باشه .

- یک لحظه نمیتونم تصور کنم که امسال ایام اربعین تو مسیر نجف - کربلا نباشم . وقتی فکر میکنم که نکنه یه وقت نشه برم حالم بد میشه . دارم با خودم فکر میکنم برا نذر های مختلف و قول دادن های مختلف به خودم که این کار خوب رو میکنم و دیگه این کار بد رو میگذارم کنار تا امسال هم بتونم پیاده برم کربلا .دعام کنید.

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 7:50 توسط کمیل

طبیعت

شنبه یکم شهریور 1393

2 هفته اییه که صبحهای جمعه با تعدادی از دوستان میریم کوه . وقتی میرم کوه میبینم که چقدر کوه نورد و آدم سحر خیز وجود داره که برای ورزش و تندرستی به طبیعت میان . این هفته هم عده ایی برای پاکسازی طبیعت از آشغال و پلاستیک اومده بودن که کارشون قابل تحسینه . با دوستان بحث و گفتگو میکردم در خصوص این که ما چرا از مسلمانی قسمت نظافت و تمییزی رو درک نکردیم و چسبیدیم بیشتر به مطالب دیگه .

جالبه که هر کسی هم که از سفر فرنگ میاد همش از تمییزی و زیبایی کشورهای خارجی تعریف میکنه . انگار که مردم کشور ما از جای دیگه اومدن .خب مایی که اینقدر از تمییزی کشورهای دیگه خوشمون میاد چقدر در تمییزی شهرمون و آشغال نریختن در معابر و محیط اطرافمون سهممون رو ادا کردیم ؟

بعدا نوشت: به این سئوال جواب بدید که چرا خودمون نظافت شهر و محیطمون رو رعایت نمیکنیم اما همش از کشورهای دیگه و بهداشت و تمییزیشون تعریف میکنیم.

بعدا نوشت 2 : اکثرا دوستان اعلام میکنن که ما آشغال نمیریزیم و اعلام میکنیم به اطرافیان که آشغال نریزن .این سئوال رو هم جواب بدید که پس این همه آشغال رو کی میریزه تو خیابون و ...

 

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 11:33 توسط کمیل

تحریم کالاهای اسرائیلی

دوشنبه بیستم مرداد 1393
مجموعه پوستر / تحریم کالاهای اسرائیلی

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 15:1 توسط کمیل

شهید بابایی

شنبه هجدهم مرداد 1393

نمیدونم دیروز فیلم شوق پرواز که در خصوص شهید بابایی رو دیدید یا نه . اما من که کلی کیف  و به همشهری بودن باهاش افتخار کردم . کافیه یک بار کتاب پرواز تا بینهایت که روایتی از زندگی شهید بابایی به نقل از آشنایان وی هست رو بخونید تا بیشتر با مرام ایشان آشنا بشید .

از جنبه مدیریت تا طرز رفتار با زیر دست که همه نشان از روح بزرگ ایشان داشته . خدا بیامرزدشون و کمک کنه کمی از طرز رفتار ایشون بیشتر یاد بگیریم و عمل کنیم.

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 12:4 توسط کمیل

متاسفم

سه شنبه چهاردهم مرداد 1393

چقدر جالبه که کاری نکرده باشی و بهت انگ کاری رو بزنن . چقدر جالب تره که نزدیک ترین دوستات هم باور نکنن که تو اون کار رو نکردی .

برای رسیدن به منافعمون حاضریم هر کاری بکنیم حتی شکستن دل افراد . فعلا حرفی بیشتر از این ندارم .

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 10:53 توسط کمیل

ما کجای کاریم؟؟

شنبه یازدهم مرداد 1393

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 9:40 توسط کمیل

هم غزه هم لبنان جانم فدای ایران

پنجشنبه دوم مرداد 1393

در این چند روز که تصاویر شهدای غزه رو میبینم همش یاد 6 سال پیش می افتم که یه عده به بهانه تقلب در انتخابات سعی داشتن همه شعارهای ما رو تغییر بدن و یکیشم شعار " نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران بود " . جالبه که همونها الان سیاست " کی بود کی بود من نبودم رو در پیش گرفتن و انگار نه انگار که همچین شعاری از زبان اونها جاری میشد و الان با اوج گرفتن کشتار مردم غزه حمایت رو در پیش گرفتن که البته کار خوبی هم دارن میکنن . الان بیشتر از هر روز دیگه داریم به این نتیجه میرسیم که اگه کمکی هم به مردم غزه ، فلسطین ، لبنان و سوریه و عراق هست بیشتر کمک به خودمونه چون اونها سپری هستند در مقابل دشمنان ما . الان داعش رو اگه ببینید پشت مرزهای ما قرار گرفته . و اگه کمی سهل انگاری در مبارزه با اونها بشه در خاک ما و در حال ذبح هم میهنان ما قرار میگیرند .( خدای نکرده)الان همونهایی که شعار نه غزه و نه لنان رو سر میدادن وقتی فجایع داعشی ها رو میبینن دنبال پناهگاه هستند.

الان دنبال مطالب تفرقه آمیز نیستم اما چیزی بود که این چند روزه همش با خودم مرور میکردم و چند بار هم خواستم ننویسم اما دیدم نمیشه .امیدوارم من بعد کور کورانه هر شعاری رو پیروی نکنیم و سر ندیم.

یاد 6 سال پیش هم افتادم که در روز قدس راهپیمایانی که شعار نه غزه و نه لبنان میدادن بطری آب هم دستشون گرفته بودن . جالب بود .

بعدا نوشت: پیشاپیش عید فطر بر همه مبارک .

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 7:54 توسط کمیل

شیعه صاحب دارد

یکشنبه بیست و نهم تیر 1393

 

خبر، آمیخته با بغض گلوگیر شده‌ست

سیل دلشوره و آشوب، سرازیر شده‌ست

سرِ دین، طعمه‌ی سرنیزه‌ی تکفیر شده‌ست 

هر که در مدح علی(ع) شعر جدید آورده‌ست

گویی از معرکه‌ها نعش شهید آورده‌ست

روضه‌ی مشک رسیده‌‌ست به بی‌آبی‌ها

خون حق می‌چکد از ابروی محرابی‌ها

باز هم حرمله... سرجوخه‌ی وهابی‌ها

کوچه پس‌کوچه‌ی آینده، به خون تر شده است

باز بوزینه‌ی کابوس، به منبر شده‌ است 

خط و ربط عرب ای کاش که کاشی گردند

تا حرم، همسفر «قافله‌باشی» گردند

لاشه‌خواران سقیفه، متلاشی گردند 

می‌زند قهقهه، «القارعه» بر خامی‌شان

خون دین می‌چکد از «دولت اسلامی»شان

بنویسید: تب ناخلفی‌ها ممنوع!

هدف آزاد شده، بی‌هدفی‌ها ممنوع!

در دل «عرش»، ورود سلفی‌ها ممنوع! 

«عرش» یک روضه‌ی فاش است که داغ و گیراست

«عرش»… گفتیم که نام دگرِ سامرّاست

شرق، در فتنه‌ی اصحاب شمال افتاده‌ست

بر رخ غرب، از این حادثه خال افتاده‌ست

وا شده مشت و از این چفیه، عقال افتاده‌ست!

گویی از هرچه که زشتی‌ست، کفی هم کافی‌ست!

جهت خشم خدا، یک سلفی هم کافی‌ست!

تا «بهار عربی» روی علف باز کند

جبهه در شام و عراق از سه طرف باز کند

وای اگر دست کجی پا به «نجف» باز کند!

عاشق شیرخدا، وارث شمشیر خداست

سینه‌ی «سنی و شیعه» سپر شیر خداست

لختِ خونِ جگر ماست به روی لبشان

کوره‌ی دوزخیان، گوشه‌نشین تبشان

لهجه‌ی عبری و لحن عربی، مکتب‌شان

«نیل» را تا به «فرات»، آنچه که بود، آتش زد

شک مکن؟ ما همه را «مکر یهود» آتش زد

بی‌جگرها جگر حمزه به دندان گیرند

انتقام اُحُد و بدر ز طفلان گیرند

چه تقاص‌ ز لب قاری قرآن گیرند

بیشتر زان که از این قوم، بدی می‌جوشد

از زمین غیرت «حجربن عدی» می‌جوشد!

گره، انگار نه انگار به کار افتاده

سایه‌ی سرکش ما گردنِ دار افتاده

چشم بی‌غیرت اگر سمت «مزار» افتاده

صاعقه در نفسِ ابری خود کاشته‌ایم

به سر هر مژه‌ای یک قمه برداشته‌ایم

سنگ تکفیر به آئینه‌ی مذهب؟ هیهات!

ذوالفقار علی و رحم به مرحب؟ هیهات!

دست خولی طرف معجر زینب؟ هیهات!

ما نمک خورده‌ی عشقیم، به زینب سوگند

پاسبانان دمشقیم، به زینب سوگند

داس تکفیر، گل از ریشه بچیند؟ هرگز!

کفر بر سینه‌ی توحید نشیند؟ هرگز!

مرتضی همسر خود کشته ببیند؟ هرگز!

پایتان گر طرف «کرب و بلا» باز شود

آخرین جنگ جهانیِ حق آغاز شود

خوش‌خیالی است مرامی که اجاقش کور است

مفتیِ نفتیِ این حرمله‌گان، مزدور است

قصه حنجره و تیرِ سه‌پر مشهور است

خار در چشم سعودی شده «بیداریِ ما»

باز کابوس یهودی شده «بیداریِ ما»

رگ «بیداریِ ما» شد شریانی که زدند

بشنوی (بر دُهُل «جنگ جهانی» که زدند)

پاسخ شیعه به هر زخم زبانی که زدند

بذر غیرت، سر خاک شهدا می‌کاریم

پاسخ شیعه همین است که "صاحب داریم"

 شاعر : احمد بابایی

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 9:57 توسط کمیل


در دوره ایی که قحط وفا بود و قحط عشق ؛ شکر خدا که سینه ما عاشقانه سوخت


Powered by BLOGFA
Designed by YAS THEME
خروجی وبلاگ