پاتوق بچه های دیروز

پیام مهم رهبر انقلاب به جوانان اروپا و آمریکای شمالی

یکشنبه پنجم بهمن 1393
بسم‌ الله الرّحمن الرّحیم
به عموم جوانان در اروپا و امریکای شمالی
حوادث اخیر در فرانسه و وقایع مشابه در برخی دیگر از کشورهای غربی مرا متقاعد کرد که درباره‌ی آنها مستقیماً با شما سخن بگویم.

http://titre1.ir/files/fa/news/1393/11/5/207081_435.jpg

 

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 14:19 توسط کمیل

ممنونم

پنجشنبه بیست و پنجم دی 1393
امروز 25 دی ماه 1393 مصادف با تولد منه .

زیاد قصد ندارم چیزی بنویسم در این مورد ، فقط از تمام دوستهای خوبم که چه از طریق پیامک و چه از طریق ایمیل و چه از طریق حضوری و یا تلفنی بهم تبریک گفتن سپاسگذارم . و امیدوارم همیشه شاد و موفق باشن .

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 13:30 توسط کمیل

عکسهای سفر اربعین

پنجشنبه یازدهم دی 1393

17 آذر الی 22 آذر 93

http://s5.picofile.com/file/8160897668/10.jpg

 

http://s5.picofile.com/file/8160894418/11.jpg

 

http://s5.picofile.com/file/8160894434/13.jpg

 

http://s5.picofile.com/file/8160894450/19.jpg

 

http://s5.picofile.com/file/8160894300/4.jpg

 

http://s5.picofile.com/file/8161046968/15.jpg

 

http://s5.picofile.com/file/8160897818/16.jpg

 

http://s5.picofile.com/file/8160897734/12.jpg

 

http://s5.picofile.com/file/8160897600/20.jpg

 

http://s5.picofile.com/file/8160894442/18.jpg 

 

http://s5.picofile.com/file/8160894492/21.jpg

 

 

 http://s5.picofile.com/file/8160894384/7.jpg

 

http://s5.picofile.com/file/8160894376/6.jpg

 

http://s5.picofile.com/file/8160894526/22.jpg

 

http://s5.picofile.com/file/8160897842/23.jpg

 

http://s5.picofile.com/file/8160897918/25.jpg

 

http://s5.picofile.com/file/8160897926/26.jpg

 

http://s5.picofile.com/file/8160897876/24.jpg

 

http://s5.picofile.com/file/8160897934/27.jpg

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب...

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 19:39 توسط کمیل

سفر نامه اربعین

دوشنبه یکم دی 1393

روز یکشنبه بعد از نماز مغرب و عشاء با کوله باری از التماس دعای فامیل و دوستان راهی مرز مهران شدیم . صبح برای نماز رسیدیم مهران. شهر به پارکینگ ماشین تبدیل شده بود و از روی گرد و خاک رو ماشینها میشد به نتیجه رسید که خیلی وقته ماشینها اونجا پارک شده . بعد از خوندن نماز مسیر 11 کیلومتری تا مرز رو پیاده راه افتادیم . جمعیت زیادی بود . در بین را یه وانت گرفتیم و چند کیلومتر رو با ماشین رفتیم .

تو پایانه مرزی نسبت به پارسال نظم بهتری بود و راحت از مرز ایران و بعد راحت تر از مرز عراق رد شدیم. اونور مرز باز پیاده روی شروع شد تا رسیدیم به ماشینهای کمپرسی ایی که برا حمل مسافر گذاشته بودن. تا الان تجربه بالا رفتن از کمپرسی رو نداشتم و نمیدونستم که تو این سفر این تجربه رو کسب میکنم .

بعد از دوبار سوار و پیاده شدن از کمپرسی به جایی رسیدیم که اتوبوس بود و برای نجف سوار بر این اتوبوس شدیم و نزدیک 6- 7 ساعت سوار بودیم تا رسیدیم نجف.

خسته از مسیر کنار خیابان با کوله پشتی سنگین نشسته بودیم که یکی از پلیس های شهر نجف به نام حاج فرحان کلاوی گروه 25 نفرمون رو دعوت کرد به خونش .

ماهم از خدا خواسته از اینکه تو سرما نمیخوابیم رفتیم خونش. خونه ایی قدیمی دو تا اطاقش رو به ما اختصاص داده بود . پلیسی که علاقه زیادی به ائمه داشت و بر گردن ما گذاشت زیارت امام رضا (ع) رو هر وقت که رفتیم.

مهمان نوازی اون بنده خدا از فردا صبح توسط بچه هاش شروع شد . 6پسر و 1 دختر کوچولو به نام نرگس . بچه های باصفایی که اجازه هیچ کاری رو به ما نمیدادن .

روز سه شنبه رفتیم حرم آقا امیرالمومنین (ع) و دعای توسل باحالی مهمان حرم آقا بودیم . چهارشنبه صبح بعد از نماز صبح حرکت ما به سمت کربلا شروع شد . باران قشنگی هم میبارید که هوا رو تمییز کرد و گرد و غبار فراوانی رو که همیشه هست رو شست .

باز موکب و صفا وصمیمیت بین زائرین و کارهای قشنگی که فقط برای امام حسین(ع) انجام میشد . شب اول رو در عمود 403 مهمان بچه های ایران و موکب احباب امام رضا (ع) بودیم . اون شب پسر شهید همت رو هم دیدم و گپی هم با هم زدیم .

صبح بعد از نماز صبح حرکت رو شروع کردیم . هوا نسبت به پارسال کمتر سرد بود و خوشبختانه گرفتگی عضله نداشتم نمیدونم شاید به خاطر ورزشی بود که میکردم .

روز پنج شنبه رو دوست داشتم با سرعت بیشتری برم تا شب جمعه حرم باشم اما باید همراه با دوستان میرفتم. شب رو در سوله بزرگی که متعلق به ایتام عراق بود در عمود 890 خوابیدیم . اون شب یکی از دوستان خاطرات مربوط به دوستان شهیدش و همچنین برادر شهیدش رو برامون نقل کرد و ....

صبح جمعه هوای خاصی بود . هوای مه گرفته و سرد که برای من جالب بود . مه نسبتا شدیدی بود و موکب ها همه دعای عهد پخش میکردن .

سرعتمون رو زیاد کرده بودیم تا زودتر به کربلا برسیم ولی جمعیت زیاد زائرین که امسال خیلی بیشتر از پارسال بودن اجازه نمیداد .

تو راه که میرفتیم همه فامیل و دوستان رو یاد کردم . در بین راه بعضی از زائرین خاکی رو که رو جاده بود بعنوان خاک زیر پای زائرین بعنوان تبرک با هر چی که داشتن جمع میکردن . امسال بچه های زیادی هم اومده بودن و من هر وقت بچه کوچک میدیدم یاد مریم حلما و علی میفتادم  بخصوص که میشنیدم مریم حلما شبها بهونه میگیره .

عصری رسیدیم کربلا و اول جاده و زیر پل امام علی (ع) منتظر رسیدن بچه ها شدیم تا همه با هم  بریم تا همدیگه رو گم نکنیم .

هوا کم کم داشت تاریک میشد که چشماممون به حرم قمر منیر بنی هاشم حضرت ابوالفضل (ع) خورد و کسب اجازه جهت زیارت برادرشان .

http://rajanews.com/Files_Upload/134539.jpg

اون شب حرم نرفتیم فقط از وسط شلوغی زائرین رد شدیم و دنبال جا گشتیم ولی پیدا نشد و بعد از مدتی طولانی و گشتن ها فراوان در راستای مقام حضرت صاحب الزمان و در کنار نهر علقمه جایی برا خوابیدن پیدا کردیم و کیسه خواب به کمکمون اومد .

صبح روز اربعین بعد از اینکه باز از پیدا کردن جا نا امید شدیم برای زیارت حرم حضرت ابوالفضل (ع) حرکت کردیم . جمعیت بسیار زیادی دور حرم و خیابانهای اطراف بود .

باز ابهت حرم و زیارتی سریع و بر گشتن . نماز رو کنار خیابون خوندیم و برای زیارت حرم حضرت سید الشهدا (ع) راهی شدیم . برای زیارت ضریح همراه موجی که ما رو میبرد میرفتم . منی که قدم بلند بود یک لحظه از اینکه بلایی سرم بیاد ترسیدم سرم بالا بود و فقط به این نگاه میکردم که کی به زیر قبه حرم میرسم تا دعا کنم . دستام متبرک به ضریح آقا شد و دعایی و چند رکعت نماز .

شاید در اینجا درست نباشه نوشتن و گفتن این مطلب ولی دیدن قمه زدن بعضی از افراد حالم رو بد کرد ، منی رو که از دین و هم ایین اونام . دیدن صحنه قمه زدن و ریختن خون روی زمین برا کسایی که از دین اسلام و شیعیان هیچ خبری ندارن چه برداشتی داره . خدا ههمون رو به راه راست هدایت کنه .

شب دوباره برگشتم بین الحرمین و عزاداری ها رو دیدم . از قطیف عربستان اومده بودن و از بحرین بصورت دسته های پر جمعیت عزاداری .

به خاطر اینکه صبح زود میخواستیم راه بیفتیم برای برگشتم بعد مدتی به موکب شباب الامام خمینی (ره) که برای اونشب پیدا کرده بودیم تا بخوابیم  برگشتم .

اون شب بارون میومد و صبح زیر بارون خداحافظی کردیم . با این حال که زیاد وقت نشد برای زیارت بریم اما باز راضی بودم از اینکه در این ایام اجازه داده بودن که بیام و با پای پیاده نجف - کربلا رو طی کنم . همین برای من بس بود . و به همین قد هم راضی بودم .

در مسیر برگشت هم باز پیاده روی چند کیلومتری و سوار شدن کمپرسی تو هوای بارونی و سوار بر ون تا مرز مهران و امید به اینکه سال آینده هم اجازه میدن بیام یا نه .

عکسهای سفر رو هم بعدا میگذارم

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 10:20 توسط کمیل

من برگشتم

چهارشنبه بیست و ششم آذر 1393
من برگشتم . فعلا همین

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 14:7 توسط کمیل

خداحافظ

شنبه پانزدهم آذر 1393

خبرها از معطلی زائرین در مرزهای ایران به گوش میرسه و ما هم خودمون رو برای هر اتفاقی آماده کردیم . از  گرسنگی و بی سر پناهی و سرما تا معطلی تو مرز.

یکسری کارهای انجام نداده رو انجام بدم . هر کسی که میفهمه دارم میرم کربلا التماس دعا میگه . خانمم میگفت نگاه کن قبولت دارن که بهت این حرف رو میزنن اما من گفتم به خاطر امام حسینه که این حرف رو میزنن نه به خاطر من .

یه حس خوبی دارم . حس کنده شدن از دنیا و مادیاتش. خدا کنه بتونم حفظش کنم . از همه دوستان میخوام که برام دعا کنند و  اگه بدی ازم دیدن حلال کنن . امیدوارم همه سفر اربعین رو تجربه کنن .

از همه خداحافظی میکنم و اگه عمری بود و برگشتم عکسهای این سفر رو ان شالله بهمراه گزارشش میگذارم.

.

.

.

خداحافظ

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 12:2 توسط کمیل

خوشحالم

چهارشنبه دوازدهم آذر 1393
http://s5.picofile.com/file/8154997242/sijR2Z.jpg

جلسه هماهنگی سفر هم  انجام شد . دیروز هم ویزا رسید و دیگه خیالم راحت شد .

یکشنبه هم ان شالله بعد از نماز مغرب و عشاء حرکت میکنیم به سمت مرز مهران .

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 11:55 توسط کمیل

آقا مرا دریاب

چهارشنبه پنجم آذر 1393

آقا نکند یک وقت ما را دعوت نکنی . کل سال را دلخوش به این سفر کرده ایم . اینبار هم مثل گذشته چشمانت را ببند .

ایام نزدیک است و من هر روز خودم را بیشتر به جاده بهشت نزدیک تر میبینم . یاد خاطرات پارسال ضربان قلبم را تند تر میکند .

چه اوضاعی الان بر آن جاده حکمفرماست . میزبانان زائرین امام حسین (ع) لحظه شماری میکنند برای میهمان داری . و لذتی بالاتر از  آن نیست .

آقا مرا دریاب .

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 14:20 توسط کمیل

ماشالله پرسپولیس

دوشنبه سوم آذر 1393
http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1393/09/02/13930902214030503_PhotoL.jpg

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 10:34 توسط کمیل

کبوتر دل

یکشنبه دوم آذر 1393
 

احساس شوق می کنم اینجا در این حرم

مثل کبوترم که به هر سمت می پرم

 

شایسته ی زیارت شش گوشه نیستم

منت گذاشت مادر تو باز بر سرم

 

در باغ سیب تو نفسی تازه می کنم

 از عطر دلپذیر ضریحت ، معطرم

 

بالاسرت که می رسم از حال می روم

 باید چگونه در حرمت تاب آورم ؟

 

 پر می دهد کبوتر دل را به ناکجا

 این شاهکارِ " فرشچیان " در برابرم

 

پایین پای تو به غزل فکر می کنم

 باید که روضه خوان بشود ، دیده ی ترم

 

از روضه های زخم جوانت کنار تو

 انگار می شود دو سه بیتی مقدرم

 

آیینه ی شکسته ی در خون شناورم

 لبریز آه شد تن تو ، خاک بر سرم

 

آن قدر اسب و سنگ به تو لطف کرده اند

 تکرار گشته ای همه ی دشت ، اکبرم

 

با این دل شکسته به هر شکل می شود

 جسم تو را که بین عبا هست ، می برم

 

سخت است بهتر است غزل را رها کنم

 شاید خدا نکرده ، مبادا که مادرم...

 

باشد قرارمان شب جمعه ، فدای تو

 من قول می دهم غزلی نو بیاورم

 

غم ، قتلگاه ، مادر تو ، چشم تر ، حرم

 باید غزل سرود شب جمعه در حرم

 

" سید مسیح شاهچراغی "

 

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 14:17 توسط کمیل


در دوره ایی که قحط وفا بود و قحط عشق ؛ شکر خدا که سینه ما عاشقانه سوخت


Powered by BLOGFA
Designed by YAS THEME
خروجی وبلاگ